میگن…
آدمها بد نیستن…
فقط کارایی که انجام میدن بده…
خدایا شکرت.
میگن…
آدمها بد نیستن…
فقط کارایی که انجام میدن بده…
خدایا شکرت.
ارسال شده در Uncategorized | Leave a Comment »
افسوس…
آنچه را که فاصلهای میپنداشتیم، آ-الی بود از پیکسلهای ترانزپرنت…
ارسال شده در چرندیات | Leave a Comment »
نمی دونم چرا …
ولی آدم تا بدبخت نشه …
معنی اون خوشبختی رو که داره نمیفهمه … !
وقتی هم که میفهمه خیلی دیره … !
خیلی …
خدایا به امید تو .
خدایا شکرت.
یه نیگا به اینجا هم بندازین.
ارسال شده در چرندیات | Tagged چرندیات | 2 Comments »
بله …
میخوام ویری بنویسم … !
جالب اینجاست که هیچ زبون برنامه نویسی-ای بلد نیستم … !
ولی خب … !
ویرایش سورس کدها کاری نداره که … ! ک…ک…ک…ک…ک…ک… !
ولی این *مورفیک-ها رو حتما یاد میگیرم، همین اینجن-ها رو میگم … ! آره خب نمیفهمین چی میگم … ! چون یه نیوبای بیش نیستم … ! ک…ک…ک…ک…ک…ک…ک…ک…!
ولی خدا بزرگه … !
به امید او …!
از امشب میرم دنبالش … !
خدایا شکرت.
اُ یه چیزی یادم رفت … !
خدا جون یکی هست یه کم مشکل داره … میخاد باهات اشنا شه … !
ارسال شده در چرندیات | Tagged چرندیات | Leave a Comment »
بیا مثه بقیه نباشیم … !
نمیشه … !
عیب نداره …
سعی میکنم.
اینو که میتونیم … !
بیا با غم و غصه حال کنیم … !
بدی ها رو محال کنیم … !
زندگی رو با اینا حال کنیم … !
خدایا میخام باهات باشم، بیشتر از همیشه.
ارسال شده در چرندیات | Tagged چرندیات | Leave a Comment »
باز مست* شراب-ه تنهایی شدیم … !
خدایا، سرم رو نمیتونم بالا بگیرم .
* : فکر بد نکنین … ! فقط خواستم یه چرند سر-ه هم کرده باشم … ! ما و مستی … ! خدا نکنه … !
آره …
من کمک نمیخام …
چون خدا رو دارم … !
آره …
فقط موقع-ی درد و غم میرم سراغش ولی، بازم باهامه … !
خدایا شکرت.
خدایا … !
ما رو باش … !
عوض اینکه تورو بپرستیم، داریم {…} … !
ولمون کن بابا …
خدایا شکرت.
ارسال شده در چرندیات | Tagged چرندیات | Leave a Comment »
چرا حقیقت اینقد-ر تلخ-ه … !؟
ارسال شده در Uncategorized | Tagged چرندیات | Leave a Comment »