خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ اکتبر 2010

میز…

تو میزِ افکارم گم شدم…

نوشته را کامل بخوانید »

فسفر…

کارخانه فسفر کله ام تعطیل شده انگار!

نوشته را کامل بخوانید »

ساپ…

چرا بجز سکوت چیزی نمی‌شنوم!

نوشته را کامل بخوانید »

بازی…

تو مرحله آخر بازی… تازه فهمیدم که من نقش منفی بودم!

نوشته را کامل بخوانید »

خصوصی…

بین خودمون بمونه، خوب! فکر کنم دیونه شدم!

نوشته را کامل بخوانید »

امواج…

موج‌های ضربان قلبم کم کم دارن تو رو از وجودم محو می‌کنن… دنبال مخاطب نگردین.     [انگار دارم خام مینویسم!]

نوشته را کامل بخوانید »

صداقت…

صداقت زیادی هم کار دستِ آدم میده!

نوشته را کامل بخوانید »

خواب…

چرا خواب‌هام پازل-وار یادم میان…

نوشته را کامل بخوانید »

وقتشه…

فکر کنم دیگه وقتشه که پوست بندازم…

نوشته را کامل بخوانید »

فیک…

این روزها حس می‌کنم همه‌ی آدم‌های دورم یه مشت آدمک فیک-ن…

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.