تو میزِ افکارم گم شدم…
بایگانیِ اکتبر 2010
میز…
ارسالشده در چرندیات در 2010/10/29 | بیان دیدگاه »
فسفر…
ارسالشده در چرندیات در 2010/10/25 | بیان دیدگاه »
کارخانه فسفر کله ام تعطیل شده انگار!
ساپ…
ارسالشده در چرندیات در 2010/10/23 | بیان دیدگاه »
چرا بجز سکوت چیزی نمیشنوم!
بازی…
ارسالشده در چرندیات در 2010/10/22 | بیان دیدگاه »
تو مرحله آخر بازی… تازه فهمیدم که من نقش منفی بودم!
خصوصی…
ارسالشده در چرندیات در 2010/10/22 | بیان دیدگاه »
بین خودمون بمونه، خوب! فکر کنم دیونه شدم!
امواج…
ارسالشده در Uncategorized در 2010/10/21 | بیان دیدگاه »
موجهای ضربان قلبم کم کم دارن تو رو از وجودم محو میکنن… دنبال مخاطب نگردین. [انگار دارم خام مینویسم!]
صداقت…
ارسالشده در Uncategorized در 2010/10/21 | بیان دیدگاه »
صداقت زیادی هم کار دستِ آدم میده!
خواب…
ارسالشده در Uncategorized در 2010/10/21 | بیان دیدگاه »
چرا خوابهام پازل-وار یادم میان…
وقتشه…
ارسالشده در Uncategorized در 2010/10/20 | 2 دیدگاه »
فکر کنم دیگه وقتشه که پوست بندازم…
فیک…
ارسالشده در Uncategorized در 2010/10/19 | بیان دیدگاه »
این روزها حس میکنم همهی آدمهای دورم یه مشت آدمک فیک-ن…