خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

افکار…

این همه افکار برهنه
دلم نمیاد از این بالا پرت-شون کنم پایین…
نه واسه اینکه خیلی ارتفاع زیادِ…
برای اینکه همشون تیکه تیکه شدن…
چون نمیتونم سرِ-همشون کنم…
هر دفعه هم که به نحوی سرِ-هم میشن، یه چی باعث میشه کلِ-شون به-هم بریزن…
دیگه خسته شدم…

خدایا شکرت.

دنیا…

دنیای سه‌درچهارم پر شده از افکار‌مچاله

مچاله…

از بس که بازیچه‌‌ی دست شیطان بودم دارم مچاله میشم…

کلمات…

میخام بازی با کلمات رو یاد بگیرم…
این شد اراده
از همین الآن هم شروع میکنم…
{}
میخام زندگی-مو بفروشم…
هر چی هم که توش دارم مالِ خودم…!
خریداری…؟!
خسته نشدم…
فقط میخام ببینم کسی میتونه با زندگیم یه جوره دیگه زندگی کنه یا نه…!
؟

Dirty…

I’m Feeling Differ Now-a-days…
Am I Getting Dirty…?!
Or Just Growing-Up…?!

فضولی…

دارم فضولی بالا میارم…

rules…

It Seems
I Am Crossing My Own Rules…

Care…

We Take Care
or we Don’t
It Doesn’t Matter
Cuz At The End
We Will Get Failed

مجگ…

مجگم داره خارش میده…

حیون…

یه حیون رو انتخاب کنید…
حالا خودتونو باهاش مقایسه کنید…!
چقدر متفاوتین…؟!

خدایا شکرت.

« Newer Posts - نوشته‌های قدیمی‌تر »